:(

ساخت وبلاگ
انقده این چن روزه گریه ام گرفته گریه نکردم که قیافم اینجوری شده:(
من دوتا دوست دارم و اون دوتارم هر چند وقت یه بار باهاشون حرف میزنم...
خب انقده که هیشکی دوسم نداره منم دوسشون ندارم  و ای کاش میتونستم برم تو جنگل واسه خودم یه خونه بخرم و وای فای داشته باشم و کتابامو ومامانمو و غذاو یه گریه دیگه به هیچکی احتیاج ندارم
ولی نمیشه و الان من غمگین ترینم که این نفرت دو طرفه رو چکار کنم؟
من نسبت به دوسال قبلم بی اعتمادتر شدم واین یعنی ساکت تر از نظر خیلیا چون باهاشون نجوشیدم یا از بحثای مزخرفشون خوشم نیومده یه آدم نچسب و نات کولم ولی قسمت غمگینانه ماجرا اینجاس که من دلم نمیخواد حساس نباشم زودرنج نباشم و تو بحثای مزخرفشون شرکت کنم با این حال ازین تنهاییه ازینکه تو اون بیرون بین اون آدما باید چن ساعت باشم وتحملشون کنم ناراحتم خیلی خیلی زیاد:|
سردرگمی...
ما را در سایت سردرگمی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 4vitabrevisa بازدید : 68 تاريخ : شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 18:06